« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2010-06-23

وقتی برچسب «دیوانه» زدند رویت، دیگر حرف‌هایت شنیده نمی‌شود، حتا اگر حقیقت باشد. این را خانم‌دکتری گفته بود که تد در غار ملاقاتش کرده بود ، جایی در توهماتش، در شاترآیلند. دکتر جان کاولیِ همان اوایل، در مقابل تد و چاک، گفته بود که ما این‌جا به حرف‌ بیماران روانی گوش می‌دهیم. شاید که درک‌شان کردیم. درک‌شان که بکنیم، درمان‌شان میسرتر می‌شود.

Labels:



Comments:
من اصلن کاری به این ندارم که اون بازی خوب بود یا بد.
برای بازیکن ها هم قضاوتی ندارم.
اما یکی از افرادی که واقعن دلم نمی خواست توی بازی ببینمش سرهرمس بود
 
هوم؟
کدوم بازی؟
 
:))ببخشید زیادی بی مقدمه بود
بازی دیروز گودر
 
ها

خب من که نبودم طبعن در بازی
 
برای همین من مراتب خوشحالی خودم رو ازین بابت در گودر اعلام کردم
:)
 
البته که درک این دیوانه با دیوانه ای که فوکو از آن می گوید خیلی فرق دارد.
دردم می آید این روز هاو می دانم تحمل این درد مسری بر گرده ی بیشمار آدم دیگر این خاک هم هست که باید رفتار دیوانگانی را درک کنند و کنیم که بند بلند کلید اتاق مدیریت بیمارستان روانی را دور انگشت سبابه می چرخانند.
 
بیگانه یا دیوانه؟
 
Post a Comment