میفرماد که:
دهانم مزهی خون میگیرد
وقتی این حوالی هستی...
Artist: Archive /Song: Taste of blood /Album: Lights
از بیست و چند ساعت قبل که نشسته بودیم دوتایی رو به یک باد خنکی که از جایی فراز سرمان میآمد و جین در رگهایمان داشت کمکم جاری میشد و یکی از آن دوتاییهای خوبمان میرفت که رقم بخورد، این ناله/نیاز دارد همینطور در سرم تکرار میشود. هر فرصتی که گیر بیاورم هدفون را میگذارم در گوشم و این ترانهی بینظیر Arshive را میگذارم که رخنه کند برای خودش. بعد، بعد فقط که همین نیست. این آهنگ را باید در زمینهی آن «من مااااهُ میخوام»های کالیگولا/صابر ابر شنیده باشی تا بگیری از کدام نیاز به کدام غیرممکن دارد برایت کش میدهد الف ماه را. کش میدهد صدای خواهشِ ساز را. باید کالیگولا را کلن شناخته باشی که چهطور عبور کرده بود از هرچه مرز انسانی/اخلاقیست، در پی آن خیالِ ماه.
کاش تمام شب را از همان ماه کشیدهی کالیگولا حرف زده بودیم.
|
.
سر هرمس هیچ می دانی "فهم" از دیدن ، شنیدن ، از گفتن ، مادر ، معشوق ، از شیر گرم ، از قهوه ی تلخ ، از الف های ماه ی که کشیده اش را یادت نمی رود ، از چین و واچین دامن کلمه های تو هم خوشمزه تر است.
و این تویی که فهم م م م م م م م را کش می دهی
و مااااه را...
پلنگ من-دل مغرورم-پرید و پنجه به خالی زد/
که ماه عشق بل...ند من
...
Post a Comment