« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2010-11-20 نویسندهگی یک کار اشتراکی استما هميشه نگران اين هستيم كه داريم از روي دست كس ديگري مينويسيم و اين كه هنوز سبك خودمان را پيدا نكردهايم. نگران نباشيد. نويسندگي يك كار اشتراكيست. برخلاف نظر عموم مردم، يك نويسنده پرومتهي تنها در كوهي پر از آتش نيست. خيلي خودخواهيم كه فكر ميكنيم به تنهايي يك ذهن كاملن جديد و نوظهور داريم. ما بر پشت تمام نويسندگاني كه پيش از ما آمدهاند، سواريم. اكنون با تمام تاريخ، انديشهها و اين شربت ليموناد زندگي ميكنيم. تمام اينها در نوشتهمان با هم ترکیب ميشوند. نويسندگان عاشقان بزرگي هستند. آنها عاشق نويسندگان ديگر ميشوند. به این ترتیب نوشتن را ياد ميگيرند. آنها نويسندهاي را انتخاب ميكنند، تمام آثار او را ميخوانند، بارها و بارها آن را ميخوانند و ميخوانند تا بفهمند كه آن نويسنده چهگونه حركت ميكند، مكث ميكند يا ميبيند. اينست هستي يك نويسنده. از خودتان قدم بيرون گذاريد و به وجود ديگري پا بگذاريد. وقتي نوشتهی يك نويسندهي ديگر را دوست داريد به اين معنيست كه تواناييها و استعدادهاي او در شما بيدار شده است. اين تنها شما را بزرگتر ميكند. نه اين كه تبديلتان كند به يك ميرزابنويس مقلد. بخشهايي از نوشتهي يك نويسندهي ديگر كه برایتان طبيعيست، تبديل به خود شما ميشود و شما هم وقتي مينويسيد از آن استفاده ميكنيد اما نه به طور مصنوعي. عاشقان بزرگ در عشق به ديگري خود را ميشناسند... (+) Labels: ادبیات، همهچیز و هیچچیز |
;)
Post a Comment