« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2010-11-21 حالا هر آدمی «خانهی عشرتآباد» خودش را هم نداشت گاس که خیلی هم مهم نباشد، اما، اما هر خاندانای باید آقای «بکس» خودش را داشته باشد، که بردارد سر حوصله و دقت، عکسهای آلبومهای قدیمی آدمهای خاندان را جمع کند، اسکن کند، بگذارد روی فلیکری، جایی. که بعد تو ساعتها بشینی تماشا کنی هی، گاهی چشمت خیس بشود، گاهی نیشت باز، کلن نوستالژیپروری کند برایت. برداشته باشد از تکتک آدمهای آن خانه، عکس گذاشته باشد در مجموعه، از روزگار قدیم و احوال جدیدشان. بعد، بعد حواسش باشد که خانهی عشرتآباد همانقدر که شامل آدمهاست، مشمول تکهآجرها و درختها و پلهها و جزییات بیرون و درونش هم هست. تاریخِ یک خانه هم که اصولن میدانید، یک پیوندِ لاجرم بدیهیای خورده با تاریخِ و کاشیهایش و پردههایش و درهایش و لولاهایش، مضاف بر آدمهایش. |
نمیخواد بگین . خودم میدونم . همه چی دارین ولی دست و دل ندارین . میدونم !
یادمه اون موقع که اولین موبایل دوربین دارمو خریده بودم خودم و بقیه فرت و فرت با این موبایله عکس مینداختیم ، تمام خاطرات اون دوره ی زندگیم ثبت شده ولی حیف که بعد از یه مدت از سر همه افتاد اینکه موبایلشون رو بردارن و هرچند بی مورد عکس بگیرن!
Post a Comment