« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2011-11-20

از حال من اگر می‌خواهید باخبر باشید، «دکترجکیل و مسترهاید» بخوانید. یک‌جوری اما بخوانید که مسترهایدش، نیمه‌ی زخمی و وحشی و زجرکشیده و زجردهنده و فریادکش‌ و نخراشیده و خراش‌خورده و ناامن و بی‌چاره‌اش، سهمِ روز باشد و جکیل‌ش، گاهی، وقتِ شب :|


Comments:
:*
 
ای جان، ال کامنت بالا
چه نرم و یواش و بی‌صدا
چه گرم
 
و خیلی به‌وقت...‏
 
نه دیر، نه زود
اوه
خوش به حالت

(با لحن هایکو-طور)
 
اوهوم
مومنت دان

(با لحنِ مومنت گان)
 
ای آقا ای آقا
واسه شما جوکه
واسه ما خستگی و حسرت
 
...
 
Post a Comment