« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2012-01-16

تنها موبایل «تاشو»یی که داشتم، موتورلا بود، اولینِ سری RAZR که تازه «فینگرتاچ» شده بود کلیدهایش، خیلی نازک، خیلی خارجی. (یادم بیندازید یک وقتی هم اصولن از دیزاین‌های خاص و خ و متفاوت گوشی‌های موتورلا بنویسم، خب؟) بعد این‌جوری بود که صدای بستنِ تلفن، فیزیکِ بستنِ تلفن‌ یک جور خوبی آدم را یاد فیزیکِ «گذاشتن» گوشی‌های تلفن‌های قدیمی می‌انداخت. خیلی قبل‌تر از گوشی‌های بی‌سیم‌ای که شبیه موبایل شده و آدم خاتمه‌ی مکالمه را صرفن با فشردن یک «دکمه» اعلام می‌کند و فوقِ فوقش، گوشی را پرت می‌کند روی مبل، تخت. می‌خواهم بگویم در «بستن» تلفن، «گذاشتن» گوشی، یک خشونتِ خوبی بود، علی‌الخصوص وقت‌هایی که غیظ داری. البته یک وقت‌هایی هم هست که غیظ نداری، عیش داری. وقت‌هایی که تلفن را می‌بندی و به‌جایش نیش‌ت را باز می‌کنی. می‌خواهم اضافه کنم که حتا آن‌جور وقت‌ها هم فرق دارد تاریکی با تاریکی، گذاشتن و بستن با فشار دادن. جه برسد به این حالتِ خخخخخِ چانه.


Comments:
سر ، مدیونی اگر ننویسی و یادت برود . هفته پیش موتورلای وی تری ام بازنشسته شد . و جایگاهش را به آیفون داد . جایگه معنوی اش را که نمی تواند بگیرد . هنوز توی کوله پشتی ام است پیر مرد نازنین . dear moto .. viva moto
 
کاش یه گوشی تاشوهایی ام بیاد که از بالا به پایین بازشه
 
حتی یه محافظ کشویی داشته باشه
یه بیلبیلکی هم واسه آنتن داشته باشه
 
در عوض تلفنهاي امروزي رو مي شود محكم كوبيد زمين و رويش چند بار بالا پائين پريد و بعدش گفت آخيش....
 
Post a Comment