« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2012-02-24 سرهرمس البته درک میکند بازیهایی که با خودِ مدیای سینما/صدا در فیلم «آرتیست» شده چهقدر ممکن است برای جماعت جالب باشد و به وجدشان بیاورد که مثلن بردارند هی عبارات «ادای دین» و «ارجاع» و «رسانه» و الخ را استعمال کنند اما راستش آن قلابای که باید گیر کند در آدم، در «آرتیست» یافت نشد. حتا این پیشبینیپذیری همهجانبه یک جورهایی آدم را دلزده هم میکرد. سرهرمس البته درکش را میکند، اما کلن خیلی کنار این فیلم نمیایستد. اسکار هم که اسکار است دیگر. همه میدانیم از چی داریم حرف میزنیم، نه؟ Labels: سینما، کلن |
Post a Comment