« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2012-03-08 قدر «بوسههای بیهوده»ی نامجو کم دانسته شد راستش. زیادی بیحاشیه بود و بیسیاست و بیجنجال، برای آنها که محسن را جنجالی دوست دارند. خیلی ملوتر و ملایمتر و عاشقانهتر از این حرفها بود که در هیاهوی این همه سیاست برود جای درستش بشیند. گاهی رجوع میکنم به ترانههایش. بدجوری مراد میدهد. آدم را یک حزن ملایمی میگیرد. پخش و پرتابت میکند. El Sol Sueno قطعهی محبوبم بود، تا مدتها. هر دو پارهاش. بعد Pavane که از لولیتا میگفت. یا همین «نوشینلبان» که قبلن هم بود. به همین منزلت. امروز «هفتت» را کشف کردم. یک جور کشفای که ولت نمیکند. از آنها که تمام روز تکرارش میکنی با خودت. از آن وقتها که ناگهان یک ترانه حفرهاش را توی تنت پیدا میکند انگار. از همانجا میرود تو. میرود تا سطح روحت. (بلی من به روح اعتقاد دارم، متاسفم) محسن نامجو این کار را خیلی خوب بلد است. که چه طور سرش را بکند در پستوی تاریخ و چهارتا کلمه را بیرون بکشد و سویههای دیگری به کلمهها بدهد و تصاویر روز را بهشان پیوست کند و پیوند بزند و در هیاتی یکپارچه تحویلمان دهد. نگاه اروتیک را به مثابه ملموسترین و تصویریترین ترجمهی خواهش و خواست، ترجمهی همهی آن نیازی که داریم به جهانی که دوستتر داریم، اینجوری احضار کند. از حزن و حسرتی بگوید که که بیاعتنایی، بیخیالی و پیوستهروبهپاییزبودنِ دلبند پدید میآورد. از جهان مطبوعی که رویش به آنسوست، از عشقی که جای قلب، در قبر منزل کرده. خیلی ناجور، خیلی ناامید. اِقال رو به بالا بود و هفتت رو به بالا بود و راهت ز من کج بود عشق تو در قبرم پاییز بود لیز بود پالیز بود پاییز بود لیز بود بالا شدم به جهان چون ندیدم اثری بلوا شدم گاهی سر بر پا شدم رویت هماره رو به پاییز بود لیز بود پالیز بود لیز بود ... لیز بود پالیز بود پاییز بود لیز بود پاییز بود لیز بود پالیز بود لیز بود... اینجا بگردید دنبالش، اگر روی دسکتاپتان ندارید این ترانه را. |
البته در مقایسه با دیگر کارها و بویژه بعضی کارهای شان ، بنظرم این کار ، کاری قویی نیست . چه از نظر شعر و چه از نظر آهنگ و ریتم .
باز هم جسارت است اما بنده هیچکدام از این چیزهایی که شما فرمودید را در این ترانه ندیدم . این حس و این حال و هوا را . البته سلیقه ها فرق می کند و همین است که شما چندین روز است که دارید گوشش می کنید و بقول خودتان حفره اش را تووی تن شما پیدا کرده است و الخ !
امیدوارم به نظر شما و نوشته ی شما بی احترامی نشده باشد . خواستم نظر خودم را گفته باشم فقط . جسارتا" نام خود را نمی نویسم که مایه ی خجالت برای بنده نشود . می بخشید .
Post a Comment