« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2012-05-05
از قدیمها میگوید. هر داستان را هزار بار، هر بار با جزئیات تازهتر. ذهنش جاهای خالی را پر میکند. داستان شاخ و برگ میگیرد. مرز آن چیزی که اتفاق افتاده و آن چیزی که دلش میخواسته اتفاق بیفتد گم شده. داستانها خوشآیندتر میشوند و دروغتر. سیندو میگوید توی سن و سال او دیگر مهم نیست داستانها راست باشند یا دروغ. توی سن و سال او دیگر هیچ چیز مهم نیست.
Labels: کوت |
Post a Comment