« سر هرمس مارانا »



2012-07-25

«اینستاگرام» یا چگونه آدم باید گاهی یاد بگیرد دست از نگرانی بردارد یا باد هرکجا که بخواهد فیلان


واکنش‌هایی از این دست، سرهرمس را یاد آن دورانی می‌اندازد که تکنولوژی عکاسی دیجیتال تازه سروکله‌اش پیدا شده بود. فریاد وانفسایی بود که از اطراف و اکناف جهان سر داده می‌شد که ای‌ داد، کلن ای داد. بعد اما خدا را شکر ماندیم و دیدیم که چه‌طور کم‌کم دوربین‌های ریز و درشت دیجیتال رفت تا همه‌ی سوراخ‌سنبه‌های جهان. پیر و جوان دوربین دست‌شان گرفتند و کلیک‌کلیک. فریاد وااسلاما بلند شد که ای‌داد، شان و حرمت عکاسی و عکاسان، ای‌داد. بعد البته صداها فروکش کرد. استیج‌های پنج‌گانه‌ی کذایی را طی کردیم و رسیدیم به مرحله‌ی پذیرش. قبول کردیم که اشکالی ندارد همه دوربین دست‌شان بگیرند و کلیک‌کلیک، حتا بلاه‌بلاه. هر لحظه از جهان کیلوکیلو تصویر تولید شود و الخ. فیسبوک و امثالهم که آمد به یک حالت اشباع‌طوری رسیدیم از تصاویر. از رفقا و ثبت لحظه‌های‌شان. بعد سازمان حفظ شان و حرمت عکاسان ادعا کرد که خب، همه عکاس شده‌اند قبول، اما همه که بلد نیستند عکس خوش‌آب‌ورنگ بگیرند. این شد که خیال‌ها راحت شد. تا این که «اینستاگرام» و امثالهم پیدای‌شان شد. فریادها، وااسفاها دوباره بلند شد. چه کنیم؟

یک زمانی مرحوم آیدای کارپه‌دیم یک تز جالبی داشت در مورد بچه‌ها. که اگر قرار است بازی کنند بهتر است در صفحه‌ی بزرگ‌تری بازی کنند که لااقل چشم‌شان اذیت نشود. در همین راستا معتقد بود که آی‌پد بهتر از آی‌پاد و پی‌اس‌پی و امثالهم است. راست هم می‌گفت خداییش. حالا حکایت این غول جدید که قرار است همه را قورت بدهد هم همین است. اگر قرار است کلیک‌کلیک عکس تولید بشود و «به اشتراک» گذاشته شود، چه اشکالی دارد لااقل خوش‌آب‌ورنگ باشد. اینستاگرام کار بدی نمی‌کند. برمی‌دارد عکس‌های ما را با فیلترهای آماده‌اش خوش‌رنگ می‌کند. کاری می‌کند این فوج عکس‌های به‌اشتراک‌گذاشته‌شده چشم‌نواز باشند. سازمان حفظ شان و حرمت عکاسان هم می‌تواند سرِ آسوده بر بالین بگذارد. اینستاگرام به آدم‌ها سوژه‌ نمی‌دهد، قاب‌ نمی‌دهد، صرفن دست‌شان را می‌گیرد، همین.

داریم دوباره برمی‌گردیم به دورانی که کانسپت، که ایده، که موضوع از همه‌چیز مهم‌تر بود. حالا که همه دوربین دست‌شان می‌گیرند، که همه می‌شود که عکس‌های‌شان خوش‌رنگ و چشم‌نواز باشد، «عکاس» آن آدمی است که بلد باشد از چه چیز عکس بگیرد، آن کسی است که پسِ پشتِ عکس‌هایش، پشتِ مسیر عکاسی‌اش یک ایده‌ی خوب داشته باشد.

سرهرمس اسباب‌بازی جدیدش را دوست دارد. این که با کلیک اول عکس بگیری، با کلیک دوم خوش‌رنگ‌ش کنی و با کلیک سوم از همان وسط خیابان بفرستی‌اش روی تامبلر، مثلن. یک فاز علیحده‌ای است کلن. خیلی مقایسه‌اش نکنید با ماجرای عکاسی و پردازش تصویر و الخ و بلاه‌بلاه. موضوع این سرعت انتقال است و ثبت و انتشار خوش‌رنگ همان لحظه. این که کلیک، کلیک و کلیک. خب؟

Labels:



Comments:
اگه میشه به اون مرحوم بگین که من عاشق وبلاگش بودم مخیلی وفتا حتی بدون اینکه بدونم داره از چی حرف میزنه

تنبلی کردم خودم نگفتم
 
علیحده
 
بلی۲ :دی
 
فقط " علیحده " نبود که مشکل داشت . این پست کلن مشکل دارد . مشکل کم حوصله گی . و شاید بی حوصله گی . اگر چه بنظر می رسد که ظاهرن یک پست تخصصی است راجع به عکاسی و فیلان . اما در واقع پستی است از سر ناچاری و باری بهر جهتی . پستی است ...
اصلن ولش کن . به گمانم اثرات فوت آن مرحومه است هنوز !
 
عوضش شما خدای حوصله‌ای، اسم‌ت رو هم حال نداشتی بنویسی فرزندم
 
الهی من قربون اون "علیحده" نوشتن ت برم من. کجایی تو پس آیدا جونم ؟ خوب مردم من از نگرانی. هیچ وقت فکر نمی کردم از خوندن کلمه ی " علیحده" ان قدر به وجد بیام! دست گل شما هم درد نکنه آقای مارانای عزیز.راست راستی که این پست شما فاز " علیحده" ای داشت...
 
خب!ـ
چه‌طور پیدایتان کنم در اینستاگرام؟
من:
shokoofehzd
 
می شه یکی به من بگه آیدا چرا دیگه نیست؟؟؟
 
aan che ke migi daad o bi daad akasha ra khoub midanam..va bogzar yek chizi begouyam ke midani..ama bayad goft...akasi be dourbin ya digital o analog o narm afzar o gheyre o gheyre nist..che hezarhayii ke film e analog haram mikonand o akas nistand..aan vaghti ke yek harfi dashti..an vaghti cheshmat zehnat va daste akasat tavanets ba ham hamsouyi konad o yekparchegiye yek asare honari dar aksat dide shod..hala mikhahi ba har che aks begiri begir..to akasi..dourbin media ast...va ekhteraE ke akasi nam gozashtanash bzorgtarin taghir e didganiye bashar dar tamame toule hayatash boud..nakhod agah e didari ke bidar shod..akasi amad o yek hofreye nakhod agah e ma ra por kard...
va in dastan e honar boudegiye akasi az avale tavalodash bahse daghi boud...ama khodat ham gofti in rouzha concept ast..hamishe hamin boude ta hadi...
 
یکی بگه اینجا کامنت دونیه اقای سرهرمسه یا محل روضه خوانی واسه ایدای کارپیه دیم؟/راستی چی شد یهو؟داشتیم روزنگار شکسته دلیش رو می خوندیم.ای داااااااد
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017  11.2017