« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2013-02-17
میدانم که برای نوشتن از یک فیلم درستش این است که آدم اول فیلم مذبور را درستودرمان معرفی کند، توصیف کند. یک حدودی از قصه و فضا را بگوید. قبلش هم هشدار بدهد که این نوشته قصهی فیلم را «لو» خواهد داد. بعد چهارخط در موردش بنویسد. سرهرمس اما قرارش با خودش و اینجا و جماعتِ خواننده این باشد لطفن، که فیلمها را دیدهشده فرض کنیم. اینجوری که مخاطب اینقِسم پُستها آنهایی باشند که فیلم مذکور را قبلن دیدهاند. حالا سرهرمس دلش خواسته بیایند چهارکلمه هم از او بشنوند و بروند. یا لااقل اگر ندیدهاند هم اینجور پُستها را «شُلخوانی» کنند لطفن، بعد قلقلک بشوند بروند فیلم را ببینند. خب؟ متشکرم.
Labels: سینما، کلن, من، رسانه |
Post a Comment