توضیح واضحات بدم. کانال تلگرام یه ارتباط یهطرفهست. و مدل رساناییش لحظهایه. منتظر نمیمونه تو بری سراغش ببینی چی شده و چی گفته. خودش میاد سراغت. این خاصیت البته تا قبل اینترنت همراه خاصیت حساب نمیشد. چون اصن نبود. برای هر خبری، چوبی، کوفتی باید میرفتی سراغ رسانای مربوطه. یعنی رسانه یه بستری، رسانایی داشت که باید پیچش رو باز میکردی، یا پیجش رو، تا ببینی و بخونیش. این یکی خودش میاد سراغت. اجازه هم نمیگیره. مهمترین فرقش با باقی رسانهها و شبکهها و الخ همینه.
این فرق خیلی مهم، خیلی خیلی مهم، قاعدتن یه تاثیری هم توی محتواش باید بذاره. یعنی قشنگ نیست که شما محتوایی شبیه وبلاگ/فیسبوک/توییتر/اینستاگرام/الخت رو بذاری تو کانالت. بیای موعظه کنی، چسناله کنی، شعر بخونی، خوشینگاری کنی، قصه بگی، نقد و تحلیل بدی، شرححال پخش کنی. دلیلی نداره مخاطبهات درجا مطلع بشن از این تیپ محتویات و تولیداتت. ممکنه برای یه سری از مخاطبهات مهم باشه یا جالب باشه که بدونن تو پنیر برات شرط کافیه، اما این که بهسرعت باید آگاه شنش محل بحثه. «میوت» هم اگرچه کارگشاست اما تغییر در این تناقض فرم و محتوا داره نمیده. باید یه محتوایی ارایه کنی که با فرمت همسو باشه. با اون خصلت پخش لحظهایش. ظاهرن از همه بیشتر به کار خبرگزاریها میاد. یا کمپینها. یا اغتشاشات و انقلابات و الخ. محتواهایی که لازمه بهسرعت پخش شه و به گوش مخاطب برسه. میخوام بگم این بهسرعت بودن اصل ماجراست. میفهمم که علاوه بر بهسرعت، بهسهولت هم خاصیت کانال تلگرامه. اما اون بهسرعته مقدم بر بهسهولتهست. ایشالله که یه روزی هم یه اپی میاد که مناسب باشه برای چیزای دیگهای که لازم میدونی پخش شه و خودش بره برسه دست مخاطبت، بی پیچ و پیج.
البته که هنوز زوده برای قضاوت. اما تا اینجای کار کانال تلگرام ردایی بوده که بیشتر برازندهی خبرگزاریها بوده تا آدمها و جاها و سایر چیزها. مام باید بگردیم، فکر کنیم، تست کنیم، بازی کنیم، امتحان کنیم ببینیم چیمون جاش تو تلگرامه، چیمون تو همون فیسبوک/توییتر/اینستاگرام/وبلاگ/الخمون.
منم اگه دارم اینو میذارم تو کانال تلگرامم، حواسم هست که نقض غرض حساب میشه. اما چون سوژه خودشه فتوا میدم که اشکالی نداره.
کتاب فروشی ها هم به نظرم تا حالا خوب استفاده کردن، مثلا نشر چشمه. یا مثلا قصه شب که مطالبش رو مخاطباش میخونن و ترکیبش با اینستاگرام
Post a Comment