|
« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
|
2026-08-12
«ورزش و مردم» دههی شصت گاهی یه تکهفیلمایی از مسابقات اسکی پخش میکرد و روی فیلم، تم اصلی سریال «میشل استروگف» رو میذاشت. بچهسریالی که دههی هفتاد میلادی ساخته شده بود و ولادیمیر کوسما موسیقیش رو ساخته بود. ترکیب این ملودی و اون رقص ملایم روی برف، تو دل کوههای سفید، یه منبع لایزال آرامش بود برام. سالها بعد از «ورزش و مردم» و حوالی بیست سال پیش، جایی وسط وبلاگم لابد بروز داده بودم دلهره و اضطراب اون مقطع زمانیم رو، که یه رفیق شفیق از اون طرف دنیا این آهنگ رو برام ایمیل کرده بود با دو کلمه توضیح که میدونم ناخوشی، اینو فرستادم برات شاید کمی حالت رو خوب کنه. ۲۰ سال گذشته و هنوز اون ایمیل و اون قطعه و اون دو کلمه برام کار میکنه. راستش خیلی هم معلوم نیست که این خاطرههه رو مغز من ساخته یا یه ردی تو واقعیت داره. منظورم همین گذاشتن موسیقی آقای کوسما روی فیلمای اسکیه، وگرنه که دوستم یه دوست خیالی نیست، ایمیل مذکور هم هنوز موجوده. گوگل کردم و ایآیسرچ عمیق کردم و جوابی نگرفتم. حتا ایآی پیشنهاد کرد بیا مسیر تحقیق رو عوض کنیم و به جای جستجو در مورد این مورد بهخصوص، بگردیم دنبال آدمایی که عین همین خاطره رو دارن. که لابد بعدش هم یه جمعی بسازیم و بشیم، که یه خاطرهی مشترک غیرواقعی داریم. هی جزئیات خاطرههه رو با هم مرور کنیم و چاقش کنیم و در موردش حرف بزنیم و بنویسیم و بکنیمش یه جزء جدی از خاطرات جمعی مکتوب، که دفعهی بعد که کسی پرسید آیا تو دههی شصت برنامهی «ورزش و مردم» تکهفیلمهای اسکی پخش میکرد با تم سریال میشل استروگف، همین گوگل و ایآی به ما و مکتوباتمون به عنوان گروه مرجع رجوع کنن و بگن بلی بلی، در دهه ۶۰ شمسی بارها همین موسیقی معروف روی کلیپهای اسکی و برنامههای ورزشی تلویزیون ایران استفاده میشد. پینوشت:
به من اگه بود باقی مسابقات ورزشی رو هم بدون صدای گزارشگر و صحنه، فقط با موسیقی پخش میکردم. حتا ممکن بود سفارش بدم متناسب با ورزش مربوطه و ریتم و حرکاتش، آهنگ بسازن، میگفتم لطفن عین کاری که ولادیمیر کوسما کرد برای اونجور سر خوردن و تاب خوردن و پایین آمدن روی برف و این قطعه رو ساخت. (میشل استروگف رو از قصه حذف میکردم، جالبتره اینجوری) و مینشستم تا ببینم موسیقی متن پینگپونگ کدوم وری میره، یا شطرنج، یا دوی سرعت، یا کشتی. محتمل هم بود بگردم اون ویدیوآرتی که آقای فریدون آو اوایل دههی ۹۰ ساخته بود از کشتیهای عباس جدیدی و تو گالری خاک قیطریه نمایش داده بود، که دور فیلم رو کند کرده بود، تصاویر رو دیزالو کرده بود، و یه قطعهی باشکوه باروک (به خاطرات من هنوز اطمینان دارین؟) روش گذاشته بود، پیدا کنم و به عنوان مصداق بدم دست آهنگسازام. حالا که حرفش شد، گزینهی دوم سکوت انسانیه، ۹۰ دقیقه فوتبال ببینی، بازیکن و مربی و داور و تماشاچی همه لال، فقط صدای دویدن روی چمن بیاد و لیز خوردن و تکل رفتن و تف کردن و تصادم تنها، شیرجهزدنها، توپی که شوت میشه و دریافت میشه و به زمین میخوره، هنوهن بازیکنا، و صدای بیرون دادن هوای فشرده از سینه، وقتای خشم، یا استیصال. لازمهش اینه که به توپ و پا و تن بچهها و داور میکروفون ببندیم، شدنیه، چک کردم با ایآی.
|
Post a Comment