آخخخ آگه بارون بزنه!
شکر خدا هوشوارهها الان با چنان دقت عجیبی چین و چروک میندازن پای چشمامون که من دارم میمیرم از ذوق که زودتر پیر شم بتونم برگردم این تصویرسازیای امروز رو تطبیق بدم با خود پیر واقعیم، ببینم چقدر درستن. گاس هم طولی نکشه که دیگه اونقدر پیریامون رو تصویرسازی کنیم که دیگه پیرشدن هیجانش رو از دست بده، همه بدونیم فردا و سال دیگه و ده سال دیگه و سی سال دیگه قراره چه شکلی باشیم. شایدم چند وقت دیگه یه بار که «پرامپت» دادیم به هوشواره که این عکس منو ده سال پیرتر کن در جواب سکوت کنه. بپرسیم چته؟ به سکوتش ادامه بده. بگیم د زبون باز کن لاکردار! بگه نیستی ده سال دیگه مومن، وا بده!
جخ چند روز پیش خبرش اومد که حدود ده هزار تا «ایجنت» OpenAI نشستن دور هم و دست به دست هم دادن و یکی از «هفت مسالهی هزاره» رو تو ۸۸ ساعت حل کردن. میگن اگه جامعهی ریاضی تاییدش کنه این اولین باره که هوشواره تونسته دانش جدید تولید کنه رسمن. میگن معادلات Navier–Stokes که موضوع این کار تیمی ایجنتها بوده پایهی رشتههایی مثل پیشبینی آبوهوا و شبیهسازی جریان خون و طراحی هواپیماست.
مغز هیجانزده و ساده و شهرستانی من میگه پیشبینی پیشبینیه دیگه، اول از آبوهوا شروع میشه بعد لابد میرسه به آینده (چه فالهای قهوهای بگیره برامون هوشواره، بهبه). از همون چند سال پیش که این اپهای پیر و جوانسازی افتادن لای دستوپامون و هی شروع کردیم به تخیل کردن آیندهمون، و دیدن تصویر خیلیخیلیمحتمل صورتمون در آینده، باید انتظارش رو میداشتیم که سیرتمون هم از این بازی خیلی بیرون نمیمونه، سرنوشتمون هم.
ویلیام فون هیپل تو کتاب «جهش اجتماعی» میگه این جهش ژنتیکی مرتبط با «همکاری» تو اجدادمون چند میلیون سال قبل، و توانایی کار تیمی و امکان همگرایی گروههای خیلی بزرگتر آدما، کلید تمدن رو زد و ما رو به اینجا رسوند. مغز خوشبین کمسواد من موقع خوندن خبر حل مسالهی پاراگراف اول قفل میشه روی «کار تیمی» ایجنتهای هوش مصنوعی، و میگه اوهاوه، جهیدن جاکشا! و ذوق میکنه، دروغ چرا. تو کل تاریخ چند نفر رو سراغ دارین که شاهد انقراض گونهی خودشون بودن؟ هیجانانگیزه دیگه.
Post a Comment