« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-12-12 بهتر است از كنارِ هم بگذريم آقاي كريمي! · شما چرا؟! شما كه بهترين منتقد و تحليلگرِ سينماي ايران هستيد چرا آقاي كريمي؟! شما كه از كنارِ هم ميگذريم را به آن رواني و خوبي ساختيد و شما كه اين همه آقاي كارور را دوست داريد چرا اين همه ناشيگري در چند تارِ مو به خرج دادهايد آقاي كريمي؟! اين چه تصويرِ مخدوش، تغزلي و تخيلي است كه از جوانهاي دانشجوي 18-19 ساله ارايه ميدهيد؟! اين چه بازيگراني است كه انتخاب ميكنيد و چرا اصلاً شما كه بهترين مقالات را دربارهي بازيگري نوشتهايد، چرا اين همه خشك و تصنعي و شعاري بازي ميگيريد آقاي كريمي؟! بعيد ميدانم از كنارِ هم ميگذريم يك اتفاق باشد. از ديشب مدام دارم حرص ميخورم و فكر ميكنم كه چه طور ميشود فيلمي به اين بدي ساخت! آخر از كدام قوطيِ كدام عطاري اين همه ديالوگِ مزخرف و شعار بيرون آوردهايد و در دهانِ بازيگرانتان چپاندهايد؟! اين شوخيها و متلكهاي سخيفِ سياسي به شما نميآيد! راستش را بگوييد آقاي كريمي! ماندهام كسي كه صدايِ به آن خوبي براي نقشِ هما انتخاب ميكند، كسي كه دست از سرِ فريبا كامران بر نميدارد، كسي كه شعورِ ساختنِ فيلمي معاصر با آدمهاي معاصر و كاروري دارد و كسي كه قصههاي خوبي بلد است تعريف كند، وقتي پايِ كارگردانيِ همانها ميرسد، چرا اين همه ناشيانه و آماتوري عمل ميكند؟ شما حتي بهناز جعفري را هم حرام كردهايد! راستي آن سكانسِ زيرزمينِ پگاه و برادرش حالم را به هم زد! شما كه قصد نداشتيد ادايِ ديني به داداشي و پري كرده باشيد؟ ها؟! Labels: پرشینبلاگ, سینما، کلن |
Post a Comment