« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-12-30 آقاي بيل را بكشِ يك!فهرستِ تعدادي از چيزهاي كه باعث ميشوند آقاي هرمس ماراناي بزرگ شيفتهي KillBill Vol. 1 باشد:
1- تيرِخلاصي كه در اولين پلانِ فيلم در سرِ عروس وارد ميشود و پس از شوكي كه وارد ميكند، اين ايهام را به وجود ميآورد كه اين فرجامِ كارِ عروس است. در صورتي كه دقيقاً نقطهي آغازِ روايتِ خطيِ ماجرا است. 2- ترانهي نوستالژيك، لطيف و فوقالعادهي Bang Bang بر روي تيتراژِ سادهي فيلم كه در تضادِ كامل با ظاهرِ خشنِ فيلم است و اين تضاد در خودِ ترانه هم هست. آنجا كه از بنگ بنگ ميگويد و به لالايي ميماند! 3- پيشبينيناپذيري رفتارِ عروس و ورنيتاگرين در لحظهي مبارزه هنگامي كه دخترِ كوچكِ ورنيتا واردِ خانه ميشود؛ قهوهخوردنِ اين دو در آن اتمسفرِ سنگين و شكافي كه درست در اوجِِ مبارزه اتفاق ميافتد (Break) تا حسِ مادرانهي اين دو زن كنارِ هم ديده شود و موردِ ستايشِ آقاي تارانتينو قرار بگيرد. آقاي تارانتينو در جايي گفتهاند كه اگر بخواهند دنبالهاي بر KillBillها بسازند، قصهي همين دختري را تعريف خواهند كرد كه شاهدِ كشتهشدنِ مادرش به دستِ عروس بوده و حالا براي انتقام از عروس بازگشته است! 4- فيلم از ماجراي انتقامِ نفرِ دومِ ليستِ عروس شروع ميشود! 5- تارانتينو از همهي امكانات بيمحابا و بدونِ محدوديت استفاده ميكند و هرگوشهي فيلم فرمي متفاوت دارد: مياننويس، زيرنويس، زبانِ ژاپني براي روايت، انيميشن، فيلمبرداريِ سياهسفيد و... . درست مثلِ معمارياي كه هرگوشهاش مزهاي متفاوت دارد و تكراري در جزييات نيست. با اين تفاوت كه انگيزهي انتقامِعروس، بهترين حربه براي نخِ تسبيحِ داستان است. 6- خشنترين و پرخونترين و به لحاظِ بصري، زيباترين سكانسِ فيلم، انيميشن است! (آن نمايِمعركه از درونِ كلهاي كه با گلولهي Ishii سوراخ شده، به بيرون و صورتهاي متعجبِ دختركانِ همنشينِ مقتول، واقعاً خارقالعاده و بكر و بينظير است!) 7- حالا ديگر همه ميدانند كه تارانتينو يك fan واقعيِ اوما تورمن است و شيفتهي او؛ با اين حال كلوزآپِ انگشتانِ بيريختِ پايِ عروس، مدتها كلِ كادر را پر ميكند! شك ندارم كه به نظرِ تارانتينو آنها زيباترين انگشتانِ پا در جهان هستند! 8- سكانسِ شيرين و پرطمئنينهي برخوردِ اوليهي عروس با هاتوري هانزو (سوني چيبا) و فلوتِ خاطرهانگيزي كه روي اين سكانس سوار شده و عجيب آدم را يادِ تنهاييِ قهرمانانِ وسترن مياندازد. تارانتينو يك كلكسيونرِ معركه و خوشسليقه از ترانهها و موسيقيهاي متفاوت و تاثيرگذار است. هر فيلماش مجموعهاي بينظير از انواع و اقسام آهنگها است. مثل سالادِ خوشمزهاي كه همه چيز در خودش دارد! 9- در سكانسِ حمامِ خونِ گروهِ O-Ren – كه واقعاً هم در آن نمايِ پاياني كه خيلِ زخميها و اندامها و كشتهها روي زمين تلنبار شدهاند، بسيار شبيه به حمامهاي عموميِ شلوغي است كه در شرقِ دور ديده ميشود و انبوهي جمعيت از در و ديوار آويزان هستند! – فيلم سياهسفيد ميشود؛ براي اين كه از خشونت و قرمزي خون بكاهد يا برعكس، به جذابيتِ بصريِ فيلم بيفزايد؟ خوني كه انگار از شلنگها و لولههاي پرفشار به در و ديوار ميپاشد، با اين تمهيد بي رنگ شده تا فانتزيِ بيشتري خلق كند. در عينِ حال، كليتِ فضا به B-Movieهاي قديمي رزميِ ژاپني شبيهتر شده است. 10- در ادامهي همين سكانس، فيلم دوباره رنگي ميشود اما اين بار برق قطع ميشود تا قرمزي خون توي چشم نزند! حالا اما با ارتشِ سايهها طرف هستيم يا رقصِ سايهي سنتي به شيوهي ژاپني؟! 11- فيلم حتي در اوجِ ماجرا از فانتزيِ تنبيهي كودكانهي مبارزِخردسال توسطِ عروس هم نميگذرد تا سرخوشيِ هوشمندانهي تارانتينو باز هم به چشم بيايد! 12- مهمترين حسنِ تارانتينو، تفسيرگريزيِ كارهايش است. (مرحومه سوزان سونتاگ اگر بود حتماً از مشتريانِ پروپاقرصِ اين آقا ميبود!) همهچيز همان چيزي است كه ميبينيد بدون هيچ توضيح و لايهي پنهاني، بدون پشت! همين پوسته است كه به تنهايي قوام ميگيرد، جذب ميكند و در خاطر ميماند. كجاست آن آقايي كه ميگفت زبانِ سينما اصولاً زبانِ تمثيل است؟! 13- نگران بودم مبادا 13 مورد شود و نحسي به ريشِ ما بماند. ! Labels: سینما، کلن |
خانم شین
بگذريم.
آقاي سر هرمس ماراناي کبير، مبارک باشه. ما منتظريم که تو جشن افتتاح اينجا چند تا از اون پنج سيري هاي مشهور رو بنوشيم و صفا کنيم.
مخلصم.
--آقاي غزمر
ama KillBill az oon filmaiie ke har chi mohtavash bodoe be garde paye formesh ham nemirese. sakht mishe shiftash bood, jalebe ke shiftash hasti !
Emza: Nazly
Post a Comment