« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2004-12-12 VENOUS BEAUTY INSTITUTE * راستش همين يك ستاره را هم آقاي مارانا در رودربايستيِ جايزهي سزار و پاريسيهاي مقيمِ مركز نثارِ اين فيلم ميكند وگرنه قصهي زني 40 ساله كه براي اين كه جوان بماند مبادرت به مقدارِ مختصري همخوابهگي با جماعتِ متنوعي از اولادِ ذكورِ حضرتِ آدم ميكند و پس از مدتي زندهگيِ بدون عشق و حسادت و مالكيت و اين حرفها، دوباره ارزشِ عشق را ميشناسد و به رستگاري ميرسد و البته در اين راه نامزدِ بيگناه و معصومِ مردك را ضايع ميكند!- نفسمان بند آمد از بس اين جمله طولاني شد!- اصلاً ارزشِ اين حرفها را ندارد! ما هم مثلِ خيليهاي ديگر گولِ آدري تاتو را خورديم كه با آن چشمهاي سياهِ معصومش همينطور زل زده بود به ما كه اجارهاش كنيم – فيلم را ميگوييم ها!- و خب لابد خودتان ميدانيد كه اينجور وقتها معمولاً سرِ آدم كلاه ميرود! Labels: پرشینبلاگ, سینما، کلن |
Post a Comment