« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2006-07-01 Knock, Knock, Knocking on Heaven's Door![]() داریم سعی میکنیم Don't Come Knocking را با Broken Flowers مقایسه نکنیم. به نظرمان دنیای آقایان جیم جارموش و ویم وندرس آنقدر متفاوت و غنی و سابقهدار هست که از دل این مقایسه چیز زیادی بیرون نیاید. کنکاش در ضمیر ناخودآگاه هنرمند را هم میگذاریم برای طرفداران این تز که: بعله! میبینید که ایدهی بازگشت به دنیای جوانان دارد اپیدمی میشود در آمریکا یا چهگونه امروزه این پدران هستند که برای دستیابی به معنای زندهگیشان باید فرزندانشان را بیابند و یا این که فرزند در این روایتها، نمادی برای کودک درون آدمبزرگها است و از این جور حرفها. خب؛ اینها را نگوییم میماند تعریفکردن وجدی که هنگام تماشای تصاویر فیلم آقای وندرس داشتیم. این که هی از کادرها و رنگها و میزانسنها و نورها و لوکیشنها تعریف کنیم. گاس که کردیم؛ بعدش چه؟! حال کردیم که قیافهی آقای سام شپارد را هم دیدیم. عجب فیلمنامهای نوشته مرتیکه برای خودش! چهقدر فوتوژنیکه آقای شپارد! امروز شنبه است. روز بزرگ بیحوصلهگی. غزل تازهای هم نمیآیدمان! بیخود داریم زور میزنیم. در این راستا است که یک روز دیگر دربارهی فیلم آخر آقای وندرس حرف خواهیم زد. فعلاً بروید آن موزیک معرکهی Who is Howard? Where is Howard? ... را گوش کنید! اه! دلمان برای این آمریکایی که آقای وندرس میشناسد و میگوید تنگ شد! یادمان باشد اینها را یکشنبه پابلیش کنیم! اه! یادمان رفت! Labels: سینما، کلن |
!!!!!!!!
Post a Comment