« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2008-01-20 نصفِ تو است بهمنخان!دوست داشتیم یک بار پیش میآمد دست و پای این آقای فرمانآرای شما را میبستیم و مجبورش میکردیم هفتهشت باری این All That Jazz ِ آقای باب فاسی را ببیند. بعد اگر دلاش خواست، ما را در سوزاندنِ تمام کپیهای یک بوسِ کوچولو همراهی کند. دلاش هم نخواست، بماند همانجا. ما کارمان را تنهایی میکنیم. آقای فرمانآرا میتواند همان آخرین نمایشِ آن آقا را در سکانسهای پایانی، چندین و چند بار ببیند. این نگاهِ رمانتیکِ باسمهایِ سانتیمانتالِ یک بوسِ کوچولو - داریم دوباره عصبانی میشویم ها! فحشهایمان را قبلن دادهایم اینجا – به مرگ. این را باید بروید ببینید این شاهکار آقای فاسی را که چهطور قهرماناش، که اتفاقن، اتفاقن اصلن و ابدن هم آدم اخلاقگرایی نیست، تا دلتان بخواهد خیانتهای جورواجور دارد در پروندهی زناشوهریاش، مرگ را میکند یک بهانه، برای خلقِ آخرین Show اش. چه فرقی میکند که اجرای این آخرین، تمامن در ذهناش باشد یا روی صحنه. مگر برای مایِ تماشاچی، فرقی میکند؟ مگر همان قبلیها را که روی صحنه اجرا میکرد، ما و شما که داریم فیلم را میبینیم، درکی داریم از این که این نمایش، ذهنی است یا عینی؟ داشتیم فکر میکردیم اصلن مضمون این All That Jazz باید دربارهی رستگاری باشد. یعنی آدمی که این همه زندهگی غیرعرفی و غیراخلاقی داشته، دارد این طوری در این دنیای انسانمحورِ بیخدا، تمام میشود به شادی، به خوشی، به خاطرهی خوش، به نامِ نیک! همینها را اسماش را میگذاریم رستگاری دیگر. دنبال جای دیگری که نیستیم لابد. یادش به خیر، آقای نیچه همیشه تکرار میکرد که خلاق، تنهاست. چه خدا باشد، چه انسان. (چرا همین را نکردیم مضمونِ هزارتوی تنهاییمان اصلن؟) چرا اینها را کسی به یادشان نیست؟ آدمهای تنهای تکروی متفاوتی که کار خودشان را کردند و رفتند؟ کاباره و لنی را هم پیشنهاد میکنیم ببینید از این آقای فاسی. جهانی دارد برای خودش. علاقه و شیفتهگیاش به دنیای نمایش، عجیب سر هرمس مارانا را به یاد آن دوستِ فقیدمان، آقای فلینی میاندازد. Labels: سینما، کلن |
لازم به توضیح نیست که قبل از اینکه متوجه اشتباهمون بشیم، از تصور صحنهی چنین رقصی از بهمن خان، چقدر با خودمون خندیدیم و کف رفتیم. این هم از مزایای تندخوانی ما. کانهوا قضیهی حضرت وودی آلن و تندخوانی و جنگ و صلح خواندن در بیست دقیقه.
دومی هم این که آیا "طراحی نداشتن" وبگاه حضرت مارانا، دلیل خاصی داره یا صرفاً ناشی از تنبلیه یا کلاً اینطوری اصالت بیشتری داره یا چیز دیگهای؟
حالا به هر دلیلی که هست و به ما هم مربوط نیست، خواستیم پیشنهاد بدیم حداقل سیستم نظررسانی رو از این حالت بلاگر و نامه در چاه، به هالوسکن تغییر بدید.
عزت شما زیاد.
Post a Comment