شوکران را برایمان در جام طلا ریختهاند، به سکرآورترین عطرها آمیختهاند، با خنده دستمان میدهند تا بنوشیم. ذرهذره. این یکی اما، شوکرانِ تنهایی است. تنهاییِ ابدی، ازلی. شوکرانِ بیبنیانی هرچه بنیاد است. این زنانِ نهسادهی خانهدارِ سرخورده/ افسرده/ پریشان/ ناامید/... دارند نه فقط رویای آمریکایی که رویایِ شیرینِ تمامِ آدمهای امیدوار به نوع بشر را به مسخره میگیرند. سر هرمس هشدارتان میدهد: نبینید. اگر دلتان میخواهد شب که به بستر میروید، سرتان لبریز از کلمهها نباشد، از دلهرهها و یاسها، اگر میخواهید امید داشته باشید به این که هنوز یاری و یاوری هست که کنارتان باشد، نبینید. ببینید اگر قدرت و استقامتش را دارید که سرنوشتِ شومِ تعدادی آدم را دنبال کنید که لحظهبهلحظه زندهگیشان تلختر و صعبتر و خالیتر میشود، اگر بلدید نگذارید دلتان مچاله شود از این همه خیانت، حقیقت، اختیارتان با خودتان است. وگرنه، نبینید.
Labels: سینما، کلن
http://www.tv.com/passions/show/1211/videos.html?tag=tabs;videos
az aval taa akharesh eshgho khiyanate o badbiyaari yeki bad az oonyeki. taaze age masalan yek hafte ham nadide bashi ino etefaghe khaasi ke nafahmi jariyaan chiye nayooftade o heeeeeeeey tekrarr mishe hamechi. bego haalaa chera khodet negash kardi age enghadr eftezah boode. kami taa ghesmati majboori negash kardam, albate 100 khat dar miyoon.
Post a Comment