« سر هرمس مارانا »



2009-01-01

داشتم فکر می‌کردم از حسین درخشان این یادم مانده که وقتی چند سال قبل برگشته بود ایران، تعجب کرده بود از آن همه اپل کورسا‌ها که دیگر در خیابان‌های تهران نبود و جای‌شان را پژو206ها گرفته بود. می‌خواهم بگویم این جوری آدم‌ها در خاطره‌های ما خلاصه می‌شوند به چیزهای کوچکِ گاه بی‌اهمیت، گاه زیادی بااهمیت.

و یادم هست که زندان اصولن چیز بد و بی‌خاصیتی است.

(کلن هم که سلام محسن‌آقای نام‌جو، با آن تصویرهای کوتاهِ گاه بی‌ربط و گاه پرمغزی که سال‌ها است که از آدم‌ها داری در مغزت!)



Comments:
به امید آزادی
 
سلام مستر،
وبتان راخواندیم، تا حدی خوشمان آمدو بی هیچ چشمداشتی لینکش را در وب خودمان چای دادیم.
امید است همینطور هی بنویسید تا ببینید کجای دنیا را می توانید بگیرید.
دیگر امری نیست
 
http://www.designboom.com/weblog/cat/9/view/5016/nathalie-criniere-firm-to-design-interior-architecture-for-louvre-abu-dhabi.html
 
کلن این محسن نامجویش رای چش بود؟ باز کار جدیدی یا چیزی ؟؟ یا همین طور کلن؟؟
 
خوب، ما کلن رفتیم و نمودیم. اولن خود را و در ثانی تحقیق را. در کمال آرامش و تیب خاطر به صفحه ی حق آقای محسن نامجوی تان / مان دست رس یافتیم! و از مطالعه ایده ی مذبوحانه ی سابق خود که از قلم شیوا و روان ایشانی که شما باشید تراویده بود و جهان مجاز را مزین امتحان نموده بود ملذوذ گردیدیم. حالیا آمدن عید... بله، مخلص کلام اینکه آیا من باب پرسشی که مصدع؟ یا مسدع؟ یا هرچی شدیم ، که، آیا، حساب کذایی هنوز هم دایر بوده و می توانیم به نیت پلید و ضد فاشیستی خود در پرداخت آن وجه مذکور به منظور نیل به اهداف مذبوح اقدامات شایسته به عمل آوریم؟ ووه . پیشا پیش از بذل عنایت حضرت عالی و جونیور و والده ایشان نهایت سپاس و چارپاس و تودر را می نماییم.
 
خدمت سرهرمس مارانا
سلام
احترامن عارضم به خدمتتان که کار نکرده ، حرف نزده و جای نرفته زیاد دارم خیلی هم زیاد اما یکی از مهمترینهایش این است که به قول خودتان یک روز بردارم و مفصل تشکر کنم از سر هرمس که وبلاگ هست ، وبلاگ صاحاب هست ، کتاب هست ، فیلم هست ، اصلن خود خود درد هست ... اما علی الحساب این نوشته را فرستادم از آزاده عصاران که از وقتی خواندمش هی میگویم این خود سر هرمس هست :

عکاسی می‌کرد و خودش هم دستی چاپ می‌کرد. نمایشگاه عجیب و غریبی اگر برگزار می‌شد یادداشتی می‌نوشت که وسوسه می‌شدی بروی. داستان می‌نوشت و هنوز هم گاهی از زندگی و آدم‌های دوروبرش می‌نویسد. آنقدر نزدیک و حسی و دقیق که می‌فهمی‌شان.

شعر هم می‌گفت. هنوز هم می‌گوید. بعضی شعرهایشان را برایش می‌فرستند تا نظر دهد، نقد یا داوری کند. گاهی بعضی کلماتش در یک شعر در فضای شلوغ و سنگین توی یک مسیر کوتاه با قطار یا پشت فرمان، توی مغزم می‌آمدند و می‌آیند؛ می‌بینم چقدر به چیزی که تصور می‌کنم شعر است، نزدیک است.

اما اجازه نمی‌دهد هیچ‌کدام از کارهایش جایی منتشر شوند. در این مورد که اسمش پشت جلد کتابی نیاید، اصلا شک ندارد. همه پیشنهادها را هم رد می‌کند. نه اینکه خودش را قبول نداشته باشد، بیشتر به این دلیل که شاید نمی‌خواهد خودش را قاطی هر صنف و راسته‌ای بکند. حرفه خودش را دارد و زندگی جمع‌وجور و تکلیفی روشن.

اما حاضر نیست او را شاعر، نویسنده، نقاش یا عکاس بدانند یا حتی قاتی این جماعت بشود.

دوره‌های زیادی را پشت سرگذاشته. از نزدیک که می‌بینمش، می‌فهمم چقدر از این دکان‌ها گذشته و چقدر چشم بسته یا زخمی خورده و آهسته رد شده تا باز هم برای خودش و در تنهایی خودش با چیزهایی که حال می‌کند، زندگی کند، نه چیزهایی که دیگران سعی می‌کنند، نشان دهند چطور باید با آنها حال کرد.

پ.ن : البته میدانم که رفیق سر هرمس بودن سخت هست چون باید آیدا بود علیبی بود ، فربد بود و الخ
 
این متن خیلی بوی ایام قدیم می
دهد ! چرا ؟
حالا من هر چی فکر می کنم نمیفهمم ... هودر / زندان / نامجو , شاید از اینهاست ...
 
داشتم فکر می کردم که یک بار هم یکی باید بردارد بنویسد از "عشق اول " و این که عشق دوم همیشه فاجعه است یا همان اولی و فکر می کردم خب که بنویسد جز سرهرمس کبیر
 
آقا در کاینات به مرخصی نشسته اید یا ما توان ادراکمان کم شده؟
 
وب نازی داریاااا به ما هم سر نزدی نزدی ولی وبه نازی داری خواستم بدونی
 
aha..y ruz in zendunam b y ruze dg darmian!
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017