« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2010-04-03 ![]() آن بندهخدایی که اعلام کرده بود دیگر هیچ ایدهی جدیدی وجود ندارد و تنها پرداختِ نو امکانپذیر است باید مثل سرهرمس مینشست مبهوت جلوی برنامهی سینما4 دیروز، تا میدید چهطور هستند هنوز آدمهایی که هراسی ندارند از رفتن به سراغ ایدهی آدمفضاییها. «منطقهی 9» یک جور دهنکجی آشکار بود به «برخورد نزدیک از نوع سوم» آقای اسپلیبرگ. Neill Blomkamp و اسپلیبرگ هردو در سیسالهگی رفتد سراغ موضوع بیگانگان. سراغ این که ما زمینیها چهطور قرار است «ارتباط» برقرار کنیم. اگر در سال 1977 احترام، سعی در درککردن، تلاش برای برقراری ارتباط با موجوداتی هوشمندتر و کاراتر از زمینیها و ستایشِ آدمفضاییها در فیلم اسپیلبرگ خلاصه شده بود در شخصیتِ تروفو در فیلم، اگر «بیگانهگان» آن فیلم موجوداتی بودند از جهانی ناشناخته، ندیدنی و هیجانانگیز، حالا در 2009 آدمفضاییهای فیلم «منطقهی 9» موجوداتی سوسکمانند هستند و رقتانگیز که در بیغوله و حلبیآبادِ ژوهانسبورگ جا داده میشوند و کسی جز به منظور سواستفادههای تسلیحاتی و مادی به سراغشان نمیرود. سرهرمس به شخصه یادش نمیآید جایی در سینما چنین تصویر غریبی از آدمفضاییها دیده باشد. از این که چهطور برای آدمها جز مشتی «موجود» نیستند. تحقیر میشوند و زبالهگردی میکنند. فاقد قدرتهای فرازمینی هستند. چندان باهوش نیستند و خیلی راحت با اولین گلوله به درک واصل میشوند. مردمِ منطقه از حضورشان خستهاند. آدمفضاییها (که مردم به آنها لقب تحقیرآمیز «چنگال» دادهاند) در یکی از محلههای تقریبن منهدمِ شهر اسکان داده میشوند و آنچه بیش از همهچیز در فیلم حیرتآور است، ارتباطِ آدمهای شهر با آنهاست. چنگالها به وضوح تبدیل میشوند به حاشیهنشینهای شهر. به فرودستترین طبقات جامعه. و این وضع در فیلم بیست سال طول میکشد. اوضاع شهر عادیاست. آدمها و چنگالها تقریبن دارند در کنار هم زندگی میکنند. بی ارتباطی. بی هیچ برخوردی، از هیچ نوعی. و این «عادی»شدنِ وضعیت تحقیرآمیزترین وضعیتی است که میشود برای موجوداتی از کهکشانی دیگر متصور شد. ربطدادن «بیگانهگان» در سینما به ساکنین جهانِ سوم، به آن قسمتِ عقبماندهی جهان، به آن بخش کمترشناختهشدهی دنیا که میتواند عجیب، مهاجم و درکنشدنی باشد، حرف تازهای نیست. قرار هم نیست ایدهی نبوغآمیز آقای بلومکمپ را یک سر ببریم زیر سایهی سیاسیدیدن همهچیز. اما به وضوح زندانیان گوآنتانامو و وضعیت و تصویر جهانِ سوم در این سالها، تشابه غریبی دارد با سرشت سوزناک زندگی چنگالها، پشت فنسهای منطقهی 9. Labels: سینما، کلن |
اما همین که در متن هیچ اسمی از آقای جسکون نیامده، یعنی سرهرمس هم حواسش بوده
خلاصه آقای جکسون کلی پول به جیب زده و بلومکمپ جوان هم رفته توی لیست کارگردان های داغ داغ هالیوود.
elcafe
چرا غيبش زده؟
كجاست؟
Post a Comment