« سر هرمس مارانا »



2010-06-03


تا آن‌جا که من می‌دانم راه‌حلی برای این عدم ارتباط، این گسست ناگزیر روابط انسانی- که من در «رونوشت برابر اصل» می‌گویم- وجود ندارد. راه‌حلی برای این جلب و جذب و دفع وجود ندارد. این تراژدی بشری‌ست که آدم‌ها هم‌دیگر را نمی‌فهمند و وقتی از دست می‌دهند باز معنایش این نیست که فهمیده‌اند بل‌که می‌کوشند ازدست‌داده‌ها را دوباره به دست بیاورند. مثل قماربازی که در یک کازینو می‌بازد اما ادامه می‌دهد چون تلاش می‌کند باختش را جبران کند و به همین دلیل دوباره از دست می‌دهد و این یک بار اتفاق نمی‌افتد. سوءتفاهمی که من تصویر می‌کنم، یک سوءتفاهم ابدی‌ است، جاودانی و بشری است، پس تراژدی است، ملودرام نیست. در ملودرام آدم‌ها مقصرند و آدمی در ملودرام می‌تواند اثر انگشت‌اش را ببیند، اما در تراژدی این طور نیست. سرنوشت بشری است، بشر کاری نمی‌تواند بکند.

عباس کیارستمی، نافه 1

Labels: ,



Comments:
همه ی چیزی که این روزها به ش نیاز داشتم
 
فيلم را نديده ام و كاري به جنبه هاي هنري و سينمايي فيلم كيارستمي هم ندارم اما بلحاظ انسانشناختي ! به نظرم گسست روابط انساني را اگر از سر جبر باشد مثل مرگ ، ناگزير است . اما هر گسستي كه ناشي از خواست و اراده طرفين يا يكي از طرفين رابطه باشد ، ناگزير نيست .
يعني كه اگر بخواهند رابطه نميگسلد . نخواسته اند كه گسسته است نه اينكه نتوانسته اند يا راه حلي وجود نداشته است !
پيري را آنگاه كه گلايه ميكرد چرا به او سر نميزنيم جواب اين بود كه گرفتاريم و كار و بار نميگذارد و چه و چه و چه . آن پير روشن ضمير ميگفت اينها همه بهانه است براي ارتباط نداشتن . براي گسستن رابطه . اگر كسي را بخواهي ،اگر كه نخواهي رابطه را بگسلي ،اگر دلت برايش تنگ بشود ، زير سنگ هم شده باشد پيدايش ميكني . در اوج گرفتاريها هم كه باشي نمي گسلي و به او سر ميزني و ارتباط بر قرار ميكني .
انگار كه پر بيراه هم نميگفت . ما رودربايستي ميكنيم ، ملاحظه ميكنيم و رويمان نميشود كه بگوييم نميخواهيم ، بگوييم كه دوست نداريم رابطه برقرار باشد . اين است كه گسست روابط را به گردن ناگزيري ! مي اندازيم . حال آنكه ته قضيه همان گسست ارادي است يعني كه خواسته ايم بگسلد حالا بهر دليلي كه باشد و دليل ميتواند كاملا درست و حق بجانب باشد .
و اينكه خواستن و دوست داشتن طرف رابطه مهمتر است از فهميدن او . يعني كه براي حفظ و ادامه ي رابطه و براي نگسستن رابطه خواستن طرف و نيز دوست داشتن طرف از فهميدن طرف مهمتر است . يعني اينكه چون آدمها همديگر را نميفهمند پس رابطه شان ميگسلد ميتواند يكي از علتها باشد اما دليل تمام و كمال نيست .و اينكه نفهميدن طرف باعث گسست است و گسست رابطه شان ناگزير است و اين تراژدي ي بشر است ، هميشه درست نيست . مثلا وقتي مادر بزرگ يا پدر بزرگ هشتاد نود ساله مان را آنقدر دوست داريم و با آنها رابطه داريم كه اگر يكروز نبينمشان تب ميكنيم ، اين رابطه از سر فهميدن هميدگر است يا همان دوست داشتن و خواستن ؟! يعني كه جوان بيست ساله و پيرمرد نود ساله خيلي همديگر را ميفهمند ؟!البته اين مثال است و در مثل هم كه مناقشه نيست . بهر حال بجز در موارد جبري و قهري ، گسست هيچ رابطه ي انساني ، ناگزير نيست و بقول آن پير اگر كسي بخواهد كه ببيند و بخواهد كه رابطه را نگسلد ، زير سنگ هم كه باشد طرف را پيدا ميكند و ارتباط برقرار ميكند و زندگي ي ماشيني و گرفتاريهاي زندگي ي ماشيني بيشتر بهانه است .خواستني براي ايجاد و يا ادامه و يا حفظ رابطه و نگسستن رابطه وجود ندارد وبقول آن پير : شالله آدم دلش براي يكي تنگ بشه !
 
آن مقاله ی دروتی پاکر در یکی از شماره های مجله ی مرحوم هفت به ترجمه ی مجید اسلامی
 
این تمام چیزیه که می‌شه درباره‌ی روابط انسانی گفت. کاش می‌شد یه اما... یا یه شاید... به این حرفای آقای کیارستمی اضافه کرد
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017