« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2010-06-16

آلیسِ آقای لوییس کارول یک مصداق بی‌بروبرگرد بود از تی‌آیِ خودمان. و گاهی، به همان غیرقابل‌توضیح‌بوده‌گی، ژاژواره‌گی. آلیسِ آقای تیم برتن اما هرچه بود، کلن خالی بود از آن روحِ تی‌آی. مسیر گرفته بود. معنا گرفته بود، معنای واضح هم گرفته بود. «منظور» داشت - سلام آن اپیزودِ قصه‌های مجید که فیلم کوتاه ساخته بودی-. به گمانم از آن وقت‌هاست که روحِ آقای کارول دارد می‌لرزد از این همه که تم‌هایش در فیلمِ ساخته‌شده گم شده. لابد می‌دانستید که آقای کارول ریاضی‌دان بود و بیش‌تر از خیلی‌ها، از روحِ ابزورد و فاقد معنا و مجرد ریاضیات باخبر بود. بازی با کلمات را هم خیلی دوست داشت، کلن.

Labels:



Comments: Post a Comment