« سر هرمس مارانا »
شوالیه‏‏‌ی ناموجود



2011-07-04


شرلوک هلمز دوست دارید؟ کلن عرض کردم. یعنی آدم‌های نابغه، خیلی نابغه، و بالطبع خودشیفته، و البته رک و گزنده و متلک‌پران روی اعصاب‌تان نمی‌روند؟ می‌روند؟ اگر جواب‌تان مثبت است که وقت‌تان را با خواندنِ این اعلام شیفته‌گی زودهنگامِ سرهرمس تلف نکنید. این همه وبلاگ خواندنی هست، والله. در غیر این صورت اما دعوت‌تان می‌کنم به یک روایت مدرنِ دیگر از شرلوک هلمز. (نه آقا قرار نیست سرهرمس دوباره از شرلوک هلمزِ بی‌بی‌سی بنویسد، یک دقیقه صبر داشته باشید، دِ) دعوت‌تان می‌کنم به تماشای یک پیوند مبارک و خجسته. فرض کنید یک تیم پزشکی خفن، خیلی خفن، مغز مبارکِ آقای شرلوک هلمز را درآورده باشند و گذاشته باشند در بدنِ آقای دکتر واتسون. بعد این ترکیب را یک‌راست آورده باشند به زمانِ حال، برده باشند گذاشته باشند در یک بیمارستان، با همان شرح وظایفِ قبلی این دو نفر. اسم سریال را هم گذاشته باشند «دکتر هاوس» کیف ندارد؟ دارد، به همین سوی چراغ دارد.

بینِ دکتر هاوس و شرلوک هلمز، پدیده‌ی مرگ ایستاده است. شرلوک هلمز، عمدتن، کارش را زمانی آغاز می‌کند که مرگی اتفاق افتاده است. کارآگاهِ بدعنق و سوپرباهوشِ ما از مرگ آغاز می‌کند و به کشفِ معما می‌رسد. کشفِ معمایی که گرچه جلوی مرگ‌های احتمالی بعدی را می‌گیرد، اما در گذشته تغییری ایجاد نمی‌کند. آن بخت‌برگشته‌ای که مرده، مرده می‌ماند. مثل قهرمانی تیم ملوان است در بازی فینالِ جامِ حذفی. بازی را برده، اما کلِ جام را باخته. این حقیقتِ تلخ‌وشیرینِ ابدیِ تمام داستان‌های کارآگاهی است. کاری‌ش هم نمی‌شود کرد. دکتر هاوس اما دقیقن قبل از مرگ جا گرفته. با همان ظرافت‌های یک داستانِ کارآگاهی/معمایی جلو می‌رود، طرح مساله می‌کند، جزییات‌ش را در طول داستان پخش می‌کند، و به مدد نبوغِ غیرعادیِ قهرمانش، سرنخ‌ها را دنبال می‌کند تا برسد به قاتل/بیماری. دکتر هاوس این اقبال را دارد که کشفِ معمایش به نجاتِ جان آدمی منجر می‌شود. این تزریق‌کردن حلاوتِ دوچندان به پایانِ یک داستانِ کارآگاهی، ایده‌ی معرکه‌ی سازندگانِ دکتر هاوس است.

«دکتر هاوس خداست.» عمقِ این قضیه را فقط رفقایی می‌گیرند که چند اپیزودی لااقل دیده باشند. الباقی فقط تکرارش می‌کنند.

Labels:



Comments:
طبعاً اعلام وحدت چندباره
 
متاسفانه مثل بیشتر سریال ها پس از فصل اول و دوم، کم می آورند و باید مرتب خود را کپی کنند. اگر گیر بیاورید، سریال بینظیر Black Adder فکر می کنم کاملا باب طبع تان باشد. بهترین بازیگری این جناب هیو لوری هم همانجاست. مخصوصا آن فصلی که مربوط به جنگ اول جهانیست. سیاه تر از این طنز می یافت نشود.
شاید فقط در قدرت مطلق استاد اعظم ستیون فرای به همراه جان برد.
 
Post a Comment