« سر هرمس مارانا »



2012-02-07

1
یک‌جوری جاستینِ «مالیخولیا» از محتوم‌بودن برخورد سیاره‌ با زمین می‌گوید که انگار پیامبری‌ست که بشارت می‌دهد. با آن تاریکی‌ای که در مردمان می‌بیند. دارد بشارت می‌دهد به نابودی این همه شر. به همه‌ی مردانی که گذاشتند و رفتند، شوهر و پدر و شوهرخواهر، هرکدام به نوعی. نیمه‌ی فیلم، جایی که «جاستین» تمام می‌شود و «کِلِر» شروع می‌شود، همان‌جایی‌ست که این پیامبر مالیخولیایی مبعوث می‌شود. ارتباط‌ش با کائنات به وقوع می‌پیوندد. آگاهی پیدا می‌کند و رنجوری‌اش آغاز می‌شود. رنجوری‌ای همراه با آرامش. آرامشی ناشی از اطمینان. اطمینان به وقوع فاجعه. درست همان‌جا که کودک را در آغوش می‌گیرد و در جوابِ کودک که می‌پرسد آیا می‌تواند بیدار بماند تا «ردشدن» سیاره را از کنار زمین ببیند، سکوت می‌کند.

2
نیمه‌ی جاستین نیمه‌ی میکرو است و نیمه‌ی کلر، ماکرو. من؟ من نیمه‌ی دوم فیلم مسحورم کرده بود. آن‌جا که انگار در کل دنیا همین دو نفر و نصفی آدم فقط وجود داشتند. آن سکوت خفه‌کننده‌ای که حاکم بود. که لحظه‌لحظه به فاجعه نزدیک‌تر می‌شدند و نجات‌دهنده در گور که چه عرض کنم، در اصطبل خفته بود. نجات‌دهنده‌ی الکی (سلام محسن)

3
همین‌جا از آقای فون‌تریه تشکر کنیم. که این‌جوری قصه‌ی یک‌خطی فیلمش از کلیشه‌ترین‌های ژانر علمی‌تخیلی می‌آید و فیلمش جایی دیگر، ورای ابرها قرار می‌گیرد. از این پایان ناامیدی که برای‌مان رقم می‌زند. از این که قهرمان، به‌اصطلاح قهرمان، آن جوری جا می‌زند و آن‌طور حقیر، می‌میرد. از این که تا آخرین لحظه هم امید را پهن می‌کند و زیرش می‌زند، وقتی جاستین غار جادویی‌اش را برای پسرک می‌سازد. از تقابل چهارتا شاخه‌ی خشک که خیمه شده‌اند برای این سه نفر و سیاره‌ی مهاجم به آرنجش هم نمی‌گیردشان. از این که تصویر بازمانده‌های زمین یک کلیشه‌ی آمریکایی شامل یک مرد و یک زن و یک بچه، خانواده، نیست. از این که هیچ غلطی نمی‌شود کرد، وقتی فاجعه دارد اتفاق می‌افتد. از این که «مالیخولیا» شبیه همان آدمی است، شبیه همان رفیقی است که وقتی برایش غر می‌زنی، چس‌ناله می‌کنی، نمی‌گوید صبر داشته باش و درست می‌شود و برو این کار را بکن و برای همه پیش می‌آید و خدا بزرگ است و الخ، صاف در چشم‌های‌ت نگاه می‌کند و می‌گوید بلی، زندگی به همین‌ تخمی‌ای است که می‌گویی، به همین گندی.

4
کاش آقای فون‌تریه به همین رویه ادامه دهد. همین که در دو فیلم اخیرش این‌جوری تیتراژ برای خودش یک فیلم مستقل است. یک فیلم کوتاه درخشان است. یک پیش‌گویی از کل ماجراست. یادم هست «آنتی‌کرایست» را هم همین‌جوری برگزار کردم. فیلم که تمام شد بلافاصله برگشتم تیتراژ را دوباره دیدم. حالا دلم می‌خواهد خودش را هم دوباره ببینم.

5
رفته‌ایم توی تیمِ ناامیدها کلن.

Labels:



Comments:
اینقدر سیاه نمایی نکنین تو رو به خدا. ما نهایاته نا امیدی که میتونیم تحمل کنیم پایان تلخه. این آقای فون تریه گیر داده به تلخی بی پایان ول هم نمیده مارو. آدم میخاد بترکه بعد از فیلم. اول فکر میکنی فیلم چرندی بود. بعد زود میفهمی بد سوراخی رو انگولک کرده... ( ببخشید اگر خانواده رد میشه سانسور بفرمایید )
 
دلمون نمیاد ندیده پستت اون رو بخونیم. قسمت ام نشد تو سینما ببینیمش. میشه بگین کجا دانلوذش کنیم. پولش رو میریزیم به حساب داریوش جهت یاری برای ترویح امید و مبارزه با اعتیاد و موشک و شهاب سنگ.
 
دانلود کدومه پسرم، ما به آقای فیلمی می‌گیم میاره در خونه برامون
 
به شدت موافقم با گفته هات. شاهکاری خلق کرده این مرد، بر مرزی ظریف بین ادای خود رو درآوردن(حالا به هر نیتی) و حرف حساب زدن.
ای کاش اصغر فرهادی هم خود را کمی به این مرز، بخوان شعور مخاطب، مقید میکرد
le'on
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017