« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2013-02-17
۱
نجاتدهنده هم آدم است دیگر، در گور هم که خفته باشد گاهی تصمیم به بازگشت میگیرد. میآید و یک امر معوق را به انجام میرساند و میرود.
۲
از بین همهی تفسیرهایی که روی این فیلم کمنظیر آقای زویاگینتسف نوشتهاند، سرهرمس همین حکایت مسیح و اشارات شفاف به نجاتدهندگیاش را دوستتر دارد. دلایلش را لابد خواندهاید دیگر. از همین تصویر این بالا بگیرید که ارجاع مستقیمی است به نقاشی «در سوگِ مسیح» آقای Mantegna تا آن شکل صلیبوار مرگش، از نقش و وظیفه و رسالتش در رشد پسرها تا قربانیکردنِ خودش برای نجات پسر کوچکتر، شما بخوانید بار گناهان بشر را بهدوش کشیدن، مثلن.
۳
میگویند فیلم «بازگشت» بیشتر از آن که دربارهی بازگشت پدر بعد از غیبتی دوازدهساله باشد، دربارهی بازگشت پسرهاست به خانه، بعد از سفرشان. سرهرمس اما خیال میکند موضوع اتفاقن بازگشت پدر است. اما نه بازگشت نخستین، بلکه بازگشت آخرش. سرهرمس اساسن خیال میکند پدر/مسیح از جهان مردگان آمده. اولین حضورش در برابر دوربین همین شمایلی است که این بالا میبینید: مسیحِ مُرده. برای همین هم در جواب سوال پسرها که پدر از کجا آمده، مادر طفره میرود که: صرفن آمده. یک کار بزرگ ناتمامی داشته، یک رسالتی داشته که لازم بود از آن یکی جهان بیاید و انجام بدهد و برود. انگار مادر پدر را فراخوانده تا بیاید و در سفری فشرده به ایوان بیاموزد که چهطور از آن برجک بالا برود و «نترسد». به آندری کمک کند که بزرگ شود. از مرحلهی دویدن و بازی بگذرد (رانندگی به مثابه عملی نمادین که از آدمبزرگها فقط سر میزند). بیخود نیست که در عکسهای دوربین بچهها، در عکسهای سفرشان، اثری از پدر نیست. آدمی که موقتن از جهان مردگان آمده در عکس ثبت نمیشود. آمده تا میراثِ پاندوراییاش را از زیر خاک دربیاورد و بسپارد دست وارثانش و به آب برگردد. برای همین است که اولین نماهای فیلم از قایقی که غرقشده شروع میشود. سرهرمس خیال میکند این همان قایقیست که پدر همان ۱۲سال پیش در آن بوده و غرق شده. (لامصب چه بذرِ دلهرهای هم انداخت این نمای آغازین در دل سرهرمس)
۴
سرهرمس خوشحال است، خیلی خوشحال است که تابهحال صبوری پیشه کرده بود در دیدنِ این فیلم. که قسمتش باشد اولینبار فیلم را در سینما ببیند. جایش همینجا بود دیگر. قبول کنید. بعد از قبولکردن هم بروید گزارش خواندنی محسن را بخوانید از مصاحبهاش با آقای زویاگینتسف، اینجا.
Labels: سینما، کلن, نشاطآورها |
Post a Comment