« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2013-03-02
به یک غروب سرخوش و محزون و کمرنگی که گیلاستان دستتان باشد و چشماندازتان باز باشد و وسیع باشد و خنکایی باشد و دلگرمی نرمی، بعد آقای امید نعمتی برایتان «حرمان»ش را بخواند، چنان نرم و ملایم که آرامآرام پشت پلکهایتان سنگین بشود و نفهمید که کی شب این همه سنگین شد و همهگیر شد و ایدادتان بهراه باشد. حرمان را صادق تسبیحی بر اساس تصنیف قدیمی «مریم چرا» ساخته. ساخته؟ نه، جادو کرده. اینجا گوش کنید. دلتان خواست از اینجا استفاده کنید برای دانلودش. دلتان هم نخواست دندِ سرهرمس نرم، ایمیل بزنید به sirhermes@gmail.com برایتان ارسالش کند. بس که احساس رسالت دارم الان که این حال چندروزهی خوبم را قسمت کنم. ادا کنم دینِ این آهنگ معرکه را. داشتم میگفتم، لالایی خونتان را با حرمان افزایش بدهید. بعد، بعد آنجا که میگوید «اشکی که ریزد ز دیدهی من، آهی که خیزد ز سینهی من، رنگ تمنا ندارد» آنجا هی یاد سرهرمس کنید. خب؟
Labels: آدم از دنیا چی میخواد, ای داد, پروانهها |
ولی یک ایرادی هم به این دو گرو وارده و اون رگه غمگینی هست که در بیشتر کار هاشون موجود هست نه اینکه بد باشه، فقط زیاده!
لابد این هم بخاطر شرایط امروز ایران ماست !
کاری به نوع آواز و حسش ندارم. من تلفیق موسیقی و آواز رو دوست داشتم و به نظرم، میشه بارها و بارها بهش گوش کرد. سنتی و مدرن زیبا کنار هم نشستن
یعنی این نوع موسیقی بیشتر بدرد مردم سوئیس میخوره نه ما .
البته اگه یه کم کمونچه هم بزنن تنگش دیگه نور علای نوره .
گناه دارن این سوئیسی ها خب !
و راستش از آن ممنون تر بابت این
offliberty
عالی
دیگر نه فقط با حرمان با بقیه دانلودها هم یاد سرهرمس هستم
ممکنه لطف کنید در مورد
offliberty
یه توضیح بدید سواد کم من یاری نداد
حتمن ملطفتید که هر دیدی بازدیدی دار!من هم جهت تشکر از دعوت قبلی میخواهم شما را دعوت کنم به شنیدن "هزارتا قصه " شاید اولش را دوست نداشتید ، اما ، امان از آخرش!
لینک جهت شنیدن:
https://soundcloud.com/ahmadshabani/ckib5fj6bqi8
http://graynarratives.blogspot.com/2013/03/3.html
سر هرمس مارانا از اینجایی که من هستم زیادی دور به نظر میرسه! نمی دونم این همون صدایی که از رادیو روغن روغن حبه انگور شنیدم یا نه ولی حال و هوای متن ها میگه خیلی اشتیاه نکردم! برای اهنگ حرمان من خیلی دیر این پست رو دیدم ولی این کار اینقدر فوق العاده ست که اول از همه با اسم کار ارتباط بر قرار کردم! امیدوارم کسی که به به موسیقی گوش میده صرفاَ تعلق خاطرش به ریتم نباشه! حرمان نقطه ی مقابل حوری هست یعنی "مرد بهشتی" با توجه به این یه حال خاصی میشه و عجیب آرومت میکنه! جا داره بگم کافه پالت هم داره بسته میشه و من شاید هرگز نتونم قبل از ترک این شهر به اونجا برم!پاییز های این شهر حتی بارون نمیاد و گاهی از خشکی نمیشه درک کرد نوای شبانه ی بارون رو! من واقعاَ نسبت به این چنین پست هایی سپاس گذارم!
اون مرد بهشتی که یه حال خاصی میده البته غلمان بهش میگن. حرمان معنی ناامیدی و بینصیبی میده.
:)
Post a Comment