« سر هرمس مارانا »
شوالیهی ناموجود |
2017-11-06
حرف گذشته و نسبتمان با آن شد (حرف نسبت سرهرمس با گذشتهاش، این وبلاگ)، فیلم یاد هندوستانِ «دکتر هاوس» کرد. فصل هفتم، بعد از بریکآپ لاجرم و بغرنج هاوس با «کادی» بعد از این که جای درست، کار درست را در حمایت از او انجام نداد و بدحالیاش و بالطبع بالابردن دوز مصرف مخدر شخصیاش، «ویکودین»، روی تیتراژ قسمت شانزدهم، قسمتی که در آن قرار است گاوبازی را درمان کنند که در میانهی میدان دچار حملهی عصبی شده و بعد گاو خشمگین مذبور حسابی خدمتش رسیده، لحظههای قبل از شروع یک مسابقهی گاوبازی را میبینیم، ترکیبی از ترس و تردید و خشم و تصمیم گاو و گاوباز. قطعهی This Night از آلبوم passion leaves a trace از گروه black Lab روی این تصاویر سوار است. و وقتی میگویم سوار است، یعنی یک سواری من میگویم و یک سواری شما میشنوید. نظر غالب علما این است که این قطعه، که شعرش را همین پایین گذاشتهام، از اساس در مورد «پشیمانی»ست، علیالخصوص در خصوص آدمی که به دراگ معتاد بوده و حالا در حال ترک است و دارد به گذشتهاش مینگرد، یا خیره میشود، به هرحال.
There are things
I have done There's a place I have gone There's a beast And I let it run Now it's running My way There are things I regret To can't forgive You can't forget There's a gift That you sent You sent it My way So take this night Wrap it around me like a sheet I know I'm not forgiven But I need a place to sleep So take this night And lay me down on the street I know I'm not forgiven But I hope that I'll be given Some peace There's a game That I play There are rules I had to break There's mistakes That I made But I made them My way So take this night Wrap it around me like a sheet I know I'm not forgiven But I need a place to sleep So take this night And lay me down on the street I know I'm not forgiven But I hope that I'll be given Some peace Some peace Some peace Labels: از پرسهها, از خودشیفتگیها, خوشیها و حسرت |
Post a Comment