« سر هرمس مارانا »



2010-04-25

فرزند خلف که می‌گویند یعنی یک دختری مثل همین سوفیاخانم کاپولا. فرزندی که لابد اگر پسر می‌بود، سال‌ها باید با «فادرفیگور» قهاری مثل آقای فرانسیس کلنجار می‌رفت تا از شر سایه‌اش خلاص شود و بتواند حرف خودش را بزند. سوفیاخانم اما با همین سه‌چهار تا فیلمی که ساخت، نشان‌مان داد که لابد به وقتش دراز کشیده، لم داده، یله شده اصلن بر خنکای چمن، پای حرف‌های آقای پدر، سر سفره‌اش. بعد نگاه کنید چه‌طور نگاهش را دوخته، چه‌طور گوشِ جان سپرده، چه‌طور دارد بی هیچ رد و نشانی از آقای اودیپ، با قلبی آرام و مطمئن، درسش را می‌گیرد. بعد، بعد سرهرمس خب نخورده است نانِ گندم، اما دیده لابد دستِ مردم. حواسش هست که چه‌طور لابد لحظه‌هایی بوده که سوفیاخانم داشته بیش از آن که به حرف‌های پدرش گوش بدهد، صرفن به صدای آقای پدر گوش می‌داده، قربان‌صدقه‌اش می‌رفته و فارغ از محتوا، به شکلِ حرف‌هایش گوش می‌داده. بلدید که؟

Labels:



Comments:
سر هرمس مگه تو محل شما بلاگ اسپاتو فيلتر نكردن؟ چجوري مي نويسي؟ اونم به اين خوبي!
 
با یک دست :دی
 
100 sal ham filme khob besaze gandi ke be Gadfather Part III zad ro nemitoone jobran kone. hala 19 salesh boode ya harchi.
 
البته که با یک دست اما این سوال من هم هست.از فیلتر شکن استفاده می کنید؟
من بیلتر شکن ندارم دستم هم به هیج جا بند نیست.لطفن راهنمایی کنید
 
انقدر خنگی که فکر می کنی سوفیا کاپولا چیزی بلده و داره بدون باباش چیز می سازه ... تا کی می خواید گول استودیو های بزرگ فیلمسازی امریکایی رو بخورید ؟ و فکر کنید نابغه هستند ؟ تو برو سریال هاتو نگاه کن
 
جسارتا فهمیدین که این تبلیغ کیف لویی ویتونه و این عشوه و اداها و میز چوبی وسط صحرا واسه تبلیغه دیگه؟
و گرنه کدوم دختریه که انقدر اسکل باشه
 
هرمس جان
آقای کاپولا، البته، یک پسری هم دارند به اسم رومن که فیلمی ساخته به اسم سی کیو. فیلم خوبی نیست البته. و استعداد فیلم‌سازی اگر مثل ژن و این‌ها منتقل شود، به این نتیجه می‌رسیم که خانم سوفیا سهم بیش‌تری برده‌اند و اخوی گرامی‌شان، تقریبا، سرشان بی‌کلاه مانده
...
 
درسته که سالهاست تبلیغ میکنن که ایهاالناس این هالیوود ساخته و پرداخته ی استکبار جهانیه و درسته که شبکه ی خبر مدتی است با برنامه ای تحت عنوان استحاله و با حضور کارشناسان خبره و گرانقدرش پته ی هالیوود رو به آب داده و ثابت کرده که تمام کارگردانان و بازیگران و فیلمهای هالیوود مجری ی سیاستهای استکبارند با اینهمه اما ! اگر نبود این دو کامنت افشاگرانه ی این کامنتگذار محترم ناشناس ، عمرا" اگر که میفهمیدیم همین کاپولا و دختر اسکلش ! هم جزو استکبار جهانی و صهیونیسم بین المللند . بس که خنگیم ما .



اب و
 
سر هرمس من روانشناسي نخوندو ولي تا اونجايي كه اطلاع دارم به عشق ناخود آگاه دختر به پدر ، عقده الكترا مي گن. اديپ علاقه پسر به مادر هستش.
.فكر كنم خانواده كاپولا تا 2 3 نسل ديگه هم باز تو كار سينما هستن. پدر بزرگ سوفيا هم آهنگ متن تنظيم ميكرد
 
ببین سر هرمس مارانای احتمالا آقای پدر که من فکر می کنم خیلی دوست داری تا روزی بیاد و تو دختری داشته باشی یله در آفتاب و حرف بزنی و تو و او پنهان پنهان وانمود کنید او دارد دقیق گوش می دهد و محتوا را خوب می فهمد و در باطن اصلا فهمیدن برایتان مهم نباشد و به روی هم نیاورید مگر در نوت های خصوصی تان اعتراف کنید و دست آخر دختر آنقدر از پیچ و تابی که تو به کمر و سر و شانه ی کلمه هایت می دهی غرق لذت شود و بلند شود با موسیقی درونی کلمه ها و لحن و صوت آوا ی حنجره ات ، یحتمل برقصد.
ببین سر مارانا این "بلدید که" آخرش آوردی و یک قسمتش اینکه تو خودت هم کاپولا بلدی و سوفیا و من نه ولی من فقط بلدم که چطور لب های انگشتت موقع تایپش داشته شیطونی ودهن کجی می کرده ،یحتمل، بلایی سر مخاطبی آورده که او هم سوفیا را خوب بلد بوده اما شیطونی و زبان درازی متن را حس نمی کرده و باعث شده که از زیبایی این تصویر و هوای خوشش و دختر بی قیدش و نرمی زمین اش و اندام گامبالو و مهربان مردش وکیف شلخته ی دخترانه اش و غیرو و غیرو اش بگذرد و بخواهد ثابت کند "بله که می داند". چون رساناهای متعهد دارند به ما آگاهی میدهند بنده خدا ها. یعنی که چه ما عادت کرده ایم تا آهو و روباه و کلاغ و پنیر می بینیم فیل مان هوای هندوستان و بلاد اجنبی می کند و دست به قلم می شویم و می نویسیم ، به به چه سری ، چه دمی عجب پایی. شاید روباهش حیله گر استکباری باشد و کلاغش گول مالیده ی همیشه ی جهان سوم بیچاره. اول باید برویم یک دور کامل تاریخ باز نویسی شده ی مورخان معاصر زیر بیست سال را مرور کنیم . برنامه های شبکه ها ی درون مرزی را ثانیه ای از دست ندهیم و از تمام آدم های صاحب رای و بصیرت بپرسیم که آیا اجازه داریم وقتی یک چیزی زیباست بگوییم چه سری چه دمی عجب پایی. اِهِک. کم شوخی نیست که. باز هم اِهِک..
.
من فکر می کنم زیادی دانستن یک چیزی ، حرفه ای شدن در هر امری صد حسن دارد اما یک عیب انکار ناپذیر هم یدک می کشد. اینکه حس های غریزی و شاخک های آدم در در مقابل درک شهودی زیبایی یا زشتی و یا هر پدیده ای کُند میکند. البته اگر مدام تیزش نکنی. انگار جهان زبان دوم می شود که فقط در مقایسه با زبان اول ( اخبار یاآموزه های تئوریک در اینجا)معنا پیدا می کند و بدی اش در تا ثیر پذیری زیادش است.

..
اگر توی دلت خواستی بگویی این که از پست من طولانی تر شد باید بگویم من بعد از پست "اسنوب درمانی" تو شدیدا دارم مظاهر اسنوبیسم را در خودم رفع و درمان می کنم. زور که نمی خواهد اما کالری باید بسوزانم و هی تکرار کنم تا به قول براهنی نگاهم برسد به صبح بیداری اولین سپیده دم آفرینش. ( البته دروغ چرا. این را براهنی نگفت. من کماکان یک عدد اسنوب هستم.)
 
سر هرمس اگر دعوام نمی کنی این رو هم بگم و برم تا زمستون سال دیگه. یک لحظه خودت به این عکسی که اینجا گذاشتی و جمله ی بالاش نگاه کن و حقیقت زیرش.

"صلح و آرامش از حقیقت بهتر است" . واقعا دارم مثل این دختره به این جمله نگاه می کنم.
 
وای بر اودیپی که در ترجمه جا مانده
 
صلح و آرامش از حقيقت بهتر است
 
البته اودیپ در هر جایی ممکن است جا مانده باشد جز در ترجمه. اسم آقای اودیپ مرتبط با آن جمله ای آمده که دارد از پسربودن فرزند می گوید. وگرنه که حالا که سوفیاخانم دختر از آب درآمده و اگر عقده ای هم باشد همان عقده ی الکترای معروف است.
 
Post a Comment

Archive:
11.2002  03.2004  04.2004  05.2004  06.2004  07.2004  08.2004  09.2004  10.2004  11.2004  12.2004  01.2005  02.2005  04.2005  05.2005  06.2005  07.2005  08.2005  09.2005  10.2005  11.2005  12.2005  01.2006  02.2006  03.2006  04.2006  05.2006  06.2006  07.2006  08.2006  09.2006  10.2006  11.2006  12.2006  01.2007  02.2007  03.2007  04.2007  05.2007  06.2007  07.2007  08.2007  09.2007  10.2007  11.2007  12.2007  01.2008  02.2008  03.2008  04.2008  05.2008  06.2008  07.2008  08.2008  09.2008  10.2008  11.2008  12.2008  01.2009  02.2009  03.2009  04.2009  05.2009  06.2009  07.2009  08.2009  09.2009  10.2009  11.2009  12.2009  01.2010  02.2010  03.2010  04.2010  05.2010  06.2010  07.2010  08.2010  09.2010  10.2010  11.2010  12.2010  01.2011  02.2011  03.2011  04.2011  05.2011  06.2011  07.2011  08.2011  09.2011  10.2011  11.2011  12.2011  01.2012  02.2012  03.2012  04.2012  05.2012  06.2012  07.2012  08.2012  09.2012  10.2012  11.2012  12.2012  01.2013  02.2013  03.2013  04.2013  05.2013  06.2013  07.2013  08.2013  09.2013  10.2013  11.2013  12.2013  01.2014  02.2014  03.2014  04.2014  05.2014  06.2014  07.2014  08.2014  09.2014  10.2014  11.2014  12.2014  01.2015  02.2015  03.2015  04.2015  05.2015  06.2015  08.2015  09.2015  10.2015  11.2015  12.2015  01.2016  02.2016  03.2016  04.2016  05.2016  07.2016  08.2016  09.2016  11.2016  03.2017  04.2017  05.2017  07.2017  08.2017